شيخ ذبيح الله محلاتى
42
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اكرامى كرده باشند من به پسرهاى او گفتم تا مرا از حالات اين زن كاملا خبر ندهيد چيزى نخواهم خورد گفتند او مادر ما است اگر غلط نگفته باشيم چهل سال است آنچه بر زبان او جارى شده است همه آيات قرآنست و حديثش جمله سور قرآنيه است بكلام ديگر متكلم نمىشود گفتم ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء . أقول : نظير اين حكايت را ابو القاسم قشيرى در حق فضهء خادمه رض نقل كرده با اختلاف بسيار چنانچه در جلد دوم سبق ذكر يافت و اين حكايت از چند جهت در نظر حقير ضعيف است و اللّه العالم . بانوى برمكيه در كتاب تزيين الاسواق آورده كه زنى بحضور هارون الرشيد رسيد و گفت ( اتم اللّه امرك و فرح بما اتاك و زادك اللّه رفعة لقد عدلت و قسطت ) هارون بحضار مجلس گفت فهميديد اين زن چه گفت تماما گفتهاند شما را دعا كرد و مدح و تمجيد نمود هارون گفت نه چنين است اين زن به من نفرين كرد اما اينكه گفت اتم اللّه امرك نظير آن در شعر دارد كه گفتهاند اذا تم امر بدا نقصه * ترقب زوالا اذا قيل تم اما اينكه گفت و فرح بما اتاك مفهوم آيهء قرآن است كه خداى تعالى مىفرمايد ( حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً ) و او اين معنا را در نظر گرفته و اما اينكه گفت زادك رفعة منظورش اين مثل معروف است كه مىگويند ما طار طير و ما ارتفع الا كما طار وقع يعنى هيچ مرغى پرواز نكرده و بلند شده باشند مگر آنكه هرچه پرواز كرده باشد بالاخره بر زمين افتد و اما اينكه گفت عدلت و قسطت مىخواهد بگويد و اما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا پس از بيان هارون از خود آن زن پرسيدند اعتراف نمود كه مقصود من همين بود هارون گفت تو از چه طائفهاى و چه زيان از من ديدهاى گفت من زنى از آل برمكم مردان ما را كشتى و اموال ما را ضبط نمودى هارون گفت